
يكم دنيا عوض ميشه
وقتي آدما زياد دلواپست ميشن
دلواپس تو و تنهايي هات
انگار يك جور مهم ميشي وقتي تو رو با يك چشم ..
يا با يك زخم زير چشم
امسال نشد مثل سال هاي قبل نيمه شعبان روزه بگيرم
مخصوصا امسال كه نذر گردنم بود
عوض اون پا گذاشتم به يك بيمارستان با 400 مريض
رزيدنت هايي كه خودم بهشون حسوديم شد كه چرا تلاشم سر كنكور كم بود
كه به بزرگترين آرزوم نرسم
...
شايد مقصر زخم چشمم خودم باشم كه مثل هميشه ساكت نشدم
داد و بيداد ها رو گوش كردم عوض صبر كردم
از كوره در رفتم
...
بگذريم
امشب تازه بخيه ها كشيدم
ترحم دوست ندارم پس نگين به سلامتي حالت خوب
چون متنفرم از اين جمله
اين كوچك شمرده شدن ها نخواستم و هيچ وقت هم نمي خوام
آره مي بيني امشب بد جوري دلم تنگ
همون جوري مه بي اعتنا از تمام سوال ها گذشتي
بدجوري حس مي كنم مي خوام ببارم
اما نمي شه
نه اصلا نمي خوام ببارم
حتي زماني طوي اوج بد بياري ام

گلویم بغض سنگینی دارد
ودلم ازبغض گلویم سخت گرفته است
نگرانم که این بغض سنگین
درگلویم لانه کند
و الا ترکش می دادم تا بي درنگ چشمانم را
پر ازسیلاب کند
پ ن: باز نبينم بپرسين كجا بودم و چي شد چون جواب نمي دم
![]()
