|
|
|
|
وصل حضور بي كسي يك شب مي آد تموم ميشه دوره تنها موندن ها يك شب مي آد تموم ميشه يك شب مي آد تموم ميشه زمزمه هاي سوت و كور تو دلت جاي سكوت پر مي شه از شادي و شور يك وقت مي آد مي بيني دل عاشق عاشق شدن پر مي كشه هرجا كه بخواد حتي نشونه هاي دور شاپرك بهونه هات تو لحظه ها پر مي زنه شقايق ها رو ميشماره ميره تا طالع هاي نور به شادي ها سر مي زنه پر ميكشه به هر كجا رهاي رها از همه غصه ها رها خيلي قشنگ خيلي صبور خيلي قشنگ خيلي صبور حيف كه تموم رويا ها صبح كه ميشه تموم ميشه انگاري چيزي نبود قانون زندگي حقيقت رو نشون مي ده به نام سر نوشت زور مثل اميد يك سراب به نا اميدي مي رسه مي فهمي تنها تر شدي اما ديگه خيلي ديره غصه مي گيرتت يك جور اين همه راه كه طي شد به جاي اول رسيده دنيا برات كوچيك مي شه ميشكنه شيشه غرور مي فهمي كه شاپرك توي قفس رها بوده خيال مي كرده تو هواست با نديد و نبود نور نور اميد زندگي رسيدن به آرزوست لمس حضور آفتاب اما شدن خيلي ها دور دنيا من جاي ديگه اس دل خوشي هامون به پوچي هاست دل مي ديم و دل مي كنم هر روز يك جا هر روز يك جور اما تو رسم زندگي قصه كه تكراري بشه باز ميشه دنيا سوت و كور
+
نوشته شده در سه شنبه 1386/09/20 8:50 توسط امیر متین
|
درباره وبلاگ
پروردگارا!
نوشته هاي پيشين
پيوندها
شــــب آرام
|