
مادرم آهسته رو
تو كه مي داني
در سکوت نیمه شب تنهاترم
آري ماه بي نور می تابد درون بسترم
امشب دوباره ثانیه ها ساز دیگر می زنند
سایه ها هم رنگ دیگر می شوند
ابر مي گريد روي بام خانه ام
باز هم من با این جهان بیگانه ام
شاخه های بید در هم رفته اند
نسترن ها هم شکل دیگر گشته اند
هر کسی با درد خود در خلوت است
خواب یا بیدار چشمانی تراست
آینه تاریک و تنها می شود
آسمان در فکر فردا می شود
حرف ها را خواب با خود برد
یک ستاره چشمکش را می زند
ماهی قرمز درون حوض شب
خواب دریا دیده اما بی سبب !
شاپرک در خواب گل ها می رود
یک نفر از خواب راحت می پرد
پیچک همسایه زیبا می شود
نرد بان خانه تنها می شود
رد پایی می خزد در کوچه ای
ماه می آید کنار خوشه ای
من چه خوشبختم !چه خوشبختم! کنون
شاهد این جلو ه های گو نگون
آری ! آری! نیمه شب تنهاترم
ماه بي مهر می تابد به چشمان ترم

![]()
با كدامين واژه آغاز كنم وقتي باز دلم هواي پرواز به سرش مي زند
مرا ببخشيد كه باز غمگين
اما چه كنم...
چرا امشب باز دلم گرفته و آكنده از آهنگ غم گشته...؟!
تصور دنيا ساده است ؟نه...؟
مي ايستم جلوي آيينه به او مي گويم بخند
نمي خندد
با او چه كنم
آري از آن عبور مي كنم
با خود فكر مي كنم
صفحه زندگي ام هر روز ورق مي خورد
نه ورق مي زنم ولي پاورقي مي نويسم بيهوده گذشت
از درس خواندن هم خسته شدم
به كنار پنجره رفتم آسمان را خندان ديدم
حسرتي خوردم و غمگين گفتم
ديگر غصه ام را ندارد
تنها شده ام
دليل زندگي ام شده ...
به زبان نياورم بهتر است چون دارد كم رنگ مي شود
و مرا از ياد مي برد
چه در زمين باشم يا نه قصه ام هر كجا همين است
چه در اين شهر خراب شده
چه در روستاي تنهايي
مگر تفاوتي هم هست
دروغ مي گويم برويد به اولين پسري ديديد بگوييد بهترين لحظه چند دقيقه قبل زندگيت چه بود
مي گويد ديدن دختري كه در صف تاكسي ايستاده بود
جواب خانم ها نمي دانم
بزرگترين آرزويم زود در سينه ام مرد
نمي توانم ياري دهنده همه باشم
نانوا راست گفت روح الله ديگري در زمان ما متولد نخواهد شد
گوشي ام زنگ مي خورد
جواب نمي دهم
پسرك پشت خط sms مي دهد فردا فرح آباد دختر پسر هاي هم كلاسي جمع اند بيا برويم
و من با ديدن اين sms از ديوانگي خنديدم
كاش همراه كيان مي شد بروم سفر
هم از تنهايي در مي آمدم و هم از شهر خراب شده رها مي شدم

نمی داند کسی تنهایی من
کسی باور ندارد از غم من
منم من ردّ پای یک کبوتر
کبوتر بچه ای بی بال و بی پر
منم من محتوای یک شکستن
کنار ساحل دریا نشستن
منم یک امتداد رو به خالی
نشستم در سکوت خانه داری
منم من قل قل یک چشمه عشق
منم من هق هق یک گریه زشت
منم من حسّ تنهایی دیوار
منم احساس تب در جان بیمار
منم یک نامه اما بی نشانم
سخن ها مانده اما در دهانم
منم ابری که می بارد به هامون
حبابی از کف یک آب و صابون
منم نوری که می اید ز آتش
درختی که زمستان برده خوابش
منم یک خاطره در ذهن فردا
منم تنها صدای موج دریا
منم با استقامت مثل آهن
سقوط غنچه های گل ز دامن
منم یک شاخه خشکیده زرد
منم یک ناله پیچیده با درد
منم یک سنگ اما از بلورم
شکسته ، تکه تکه ، در عبورم
منم جامی که لبریزم ز آبی
ندارم طاقت هر پیچ و تابی
منم صبری که پایانش تو هستی
خطوطی که نشسته روی دستی
منم برگی که در دست خزانم
نمی دانم که پیرم یا جوانم؟
منم تنها نگین آرزوها
شبیه مادرم ، اما تنها
...
![]()
امروز تصميمُ داشتم رنگي بنويسم
مي خواستم دريا رو آبي بنويسم
غروب خورشيد رو نارنجي
اما وقتي پشت پنجره ايستادم دلتنگ آسمان شدم
مي داني من لبخند زيبايت را با هيچ چيز عوض نمي كنم؟
مي داني دوست ندارم ببينم با يك ابر در قلبت تنهايي؟
كاري ندارم كه دوستم نداري
همين قدر كه من دوستت دارم برايم كافي است
هيچگاه نخواستم تو را با چشمانت به ياد آورم

اگر مي...
اگر ها مردند شد گر
گر ها هم گ خود را حذف كردند و ماند ر
ر هم همراه روز ها رفت تا اگر هم فراموش شود
اين روزها كمي تنهايي ام بزرگتر شده
اما گله اي نيست كه از هميشه تنها تر شدم
چون خوشبختي در وجودم حس مي كنم
ديگر غصه در سينه ام نمانده جز دلتنگي مهرآگين ام
شب ها دير به بستر مي روم تا خستگي روز قبل خواب را به ياد نياورم
شبي نيست كه انتظار ستاره ها را نكشم تا خبري از تو برايم بياورند
اما هر شب بي خبر تر از شب پيش
مگر اين پسرك چه مي خواهد
توقع زيادي است يك بار ديگر چيزي كه در قاب عكس مي بيند را در رويا ببيند
تنهايي هم خواب ام شده شب ها
با تنهايي حرف مي زنم تا ...
تا يادم رود تنهايم
كوله بار تنهايي ام اگر تقسيم مي شد اين به روزم نمي آم
مي دانم يك شب مي آيد كه وصل حضور تنهايي ام گسسته خواهد شد
آسمان مي دانم ستاره اي در قلب تو ندارم
دلم تنگ ِ تو با من
مهربان باش

لالا لالا نازك مثل پونه
لالا لالا دلگير بي خونه
گل من تشنه و تنهام
اسير اين خيابونه
لالا لالا دلم تنگ
لالايي
گريه كن بارون
لالا لالا ببار آروم
لالايي درد پر خون
لالا فانوس چشم او
گل نيلوفر من شو
بيرون آي خورشيد سر گردون
چراغ آخر من شو
مثل ابري كه مي ناله
مثل بادي كه مي خونه
ببين كه تنها تو رو دارم
تو اين دنياي وارونه
لالايي باد سر گردون
لالايي لاله غمگين
لالايي بيد مجنونم
بخواب آهسته آهسته
گل نيلوفر زيبا
![]()
