
*همیشه سعی کنیم یار هم باشیم*
سلام مهربون
چند وقتی که یه ابر نشسته روی دلم هرچی سعی می کنم دورش کنم نمیشه
نمی دونم چرا یا چطور اومد
اما خیلی توی این روزها گرفته ام دیگه حوصله درس و دانشگاه رو ندارم
برای همه چیز بهانه گیری می کنم
روزها دم غروب حس می کنم تنهایی ام خیلی زیاد میشه می رم قدم می زنم بلکه ازاین حال و هوا در بیام
...
دلم از همه گرفته
دیگه حس می کنم نقاشی هام دیگه رنگ و بو گذشته رو ندارم
دست خودم نیست همین که شروع میکنم به کشیدن
طرح پسری روی کاغذ کشیده می شه که توی یه جاده که آخرش معلوم نیست به کجا می رسه تنها قدم می زنه به تابش نور ضعیف خورشید فکر میکنه با خودش می گه خورشید هم امروز با من دلش گرفته...
...
آن گوشه آن طرف تر از خورشید
پسری می دود سوی نور
فرار می کند از غم
اما حیف که به آن نمی رسد
آن طرف تر از دریا
پسری خیره به موج
غرق می شود در آب
بی آنکه کسی بگوید به او غصه ات چیست
کمی آن طرف از باغچه زندگی
پسری منتظرشکفتن غنچه امید است
اما حیف غنچه بدون شکفتن می میرد
پسرک دلتنگ است برای همه خاطرات مرده

![]()
*زندگي زيباست قدر فرصت هاتون رو بدونيد*
سلام آسمان امروز مي خوام برات شعر بخونم
شعري كه نمي دونم چرا از امروز كه بيدار شدم ناخود آگاه روي كاغد اومد
آلان كه مي خوام برات شعرم رو بنويسم داري مي باري
نمي دونم باز چي شده كه توي اين بهار زيبا و دوست داشتي داري مي باري
شايد تو هم مثل امروز من دلت گرفته...
پشت اين نقاب خنده
پشت اين نگاه شاد
چهره خموش پسري ديگري است
پسري كه سالهاي سال
در سكوت و انزواي محض
بي اميد بي اميد زيسته
پسر ديگري كه پشت اين نقاب خنده
هر زمان به هر بهانه
با تمام قلب خود گريسته
پسر ديگري نشسته پشت اين نگاه شاد
پسر ديگري كه روي شانه هاي خسته اش
كوهي از خستگي نهفته است
پسر خسته اي كه ديدگان او
قصه گوي غصه هاي بي صداست
پشت اين نقاب خنده
بانگ سكوت مي رسد به گوش
وز چشم هاي آرامش
اشك تازه مي چكد
روي گونه هاي اين تكيده خموش
پسر ديگر نشسته پشت اين نقاب خنده
با نگاه غوطه ور ميان اشك
با دل فشرده در ميان مشت ...
كاش مي شد اين نگاه غوطه ور ميان اشك را
بر جهان ديگري نثار كرد
كاش مي شد اين دل فشرده
بي بهاتر از تمام سكه ها
قلب را زير آسمان نثار ديگري مي كرد
كاش مي شد از ميان اين ستارگان كور
سوي كهكشان ديگري فرار كرد
با كه گويم اين سخن كه درد دگيري است
از مصاف خود گريختن
و اين همه ...
مثل آب خوش به كام خويش ريختن
اي كرانه هاي جاودانه ناپديد
اين شكسته صبور را
در كجا پناه مي دهيد ؟
اي شما كه دل به گفته هاي من سپرده ايد
پسر دیگري است
اين كه با شما به گفتگوست
پسر ديگري است
كه مدتي است بغضي در گلويش سنگيني مي كند و نمي بارد
اين گل زيبا تقديم همه دوستانم كه توي اين ماه متولد شدن بخصوص فاطي خانم خواهر خوبم
چون دقيق نمي دونم كدوم روز شرمنده![]()
![]()
![]()
