|
|
|
|
هر چی فکر کردم چی بنویسم به ذهنم نیومد که نیومد منم دیدم مبعث گفتم بهتره اولین آیه هایی که به پیامبر نازل شده رو بنویسم (البته آیه ها کپی پیس) بسم الله الرحمن الرحیم این ابیات بازگو کننده آیات بالاست...
+
نوشته شده در دوشنبه 1385/05/30 11:0 توسط امیر متین
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1385/05/25 18:31 توسط امیر متین
|
نه میخام بگم خیلی خسته ام و نه میگم خیلی خوشحال و سرحالم. نه میگم از دنیا گله ندارم و نه میگم ازش خیلی راضیم. نه دل سپارده ام و نه دل نسپارده ام. نه بی طاقتی کردم و نه صبور مطلق بودم. نه غر زدم و نه خیلی آروم بودم. نه خیلی بد جنس و نه خیلی مهربون. توی زندگی فقط فقط از سرنوشتم سر در نیوردم... در پي آن نگاه هاي بلند حسرتي ماند و آه هاي بلند زندگي در چشم من شبهاي بي مهتاب است روز هایم اینک چون گلها مي شكوفند بر فراز كوه ها و عصرها پرپر مي شوند اين نوشكفته ها در سكوت همزباني نيست تا گويم بزاري اي دريغ کمک کن باز می اندیشم به خود و در آن غرق می شوم و وقتی به هوش می آیم می بینم که باز به صد خاطره ام می خنديد م گفتم خطا از تو نیست از سر نوشته توست. حضرت فاطمه(س)
+
نوشته شده در شنبه 1385/05/21 18:0 توسط امیر متین
|
سپاس خدایی راست که آفریننده بندگان است و گستراننده زمین و روان کننده آب در زمین های پست و رویاننده گیاه در بلندی ها و دشت های فرازین. اول او را آغازی نیست و بقای او سپری ناشدنی است . او اول است همیشه و جاودان ، و پایدار است بی مدت و زمان . پیشانی ها برای او به خاک سوده است و لب ها یگانگی او را ورد خود نموده . هنگام آفرینش هر چیز ، حدی برای آن معین داشت تا خود بی حد نماید و همانندی برایش نتوان انگاشت . به همه چیز نزدیک است نه بدان ها چسبیده و از آنها دور است نه جدا و بریده . پیش از هر نهایت و مدت است و مقدم است بر هر چه در ضبط گیرند و شمارند . برتر از حدی است که پدیدکنندگان حد برای او انگارند ، و جایگاه ها که در آن استوارش شمارند . آنچه آفرید از مادتی نبود که ازلی است ، و نه از نمونه هایی که ابدی است ؛ بلکه آفرید آنچه را آفرید و حد آن را برپا داشت و صورت داد آنچه را داد و در نیکو ترین صورتش نگاشت . هیچ چیز از فرمان او سر برنتابد ، و او از اطاعت چیزی سودی نیابد . علم او به مردگانی که رفته اند هم چون علم او به زندگانی ست که مانده اند ؛ و علم او به آسمان های برین چون علم اوست به زمین فروردین . یا امام علی این را می دانم هر چه در وصفت گویم کم است مرا ببخش چون بنده کوچک خدایم
+
نوشته شده در دوشنبه 1385/05/16 19:15 توسط امیر متین
|
ببخشید
آپ دت کردم اما پرید... امروز خبر دار شدم قبول شدم......... از خواهر خوبم زیبا از همه کار هایی که برام انجام داد تشکر می کنم. و یه تشکر بزرگ از خواهر گلم هیوا که توی روحیه دادن استاده.... از این به بعد هم می خوام مثل کوه باشم... بی حرفی من. حرفهای نگفته ای دارم؛ حرفهای نگفته ای داری از اینکه نظر میدین ممنونم.....
+
نوشته شده در پنجشنبه 1385/05/12 21:10 توسط امیر متین
|
به علت مرگ دوستم حال خوبی ندارم.امروز بعد ۲ هفته متوجه شدم رفته....
تو می گفتی بعدمرگم چه تفاوت دارد تو بيايي در اين خانه و زاري بكني اشك تو آن هنگام از من مرده چه دردي را دوا خواهد كرد؟ چه تفاوت دارد تاج گل بر در اين خانه برند يا که هی در بزنند من كه آنجا نيستم تو می گفتی هر كه دلش خواست مرا ياد كند شب جمعه پشت هر چراغ قرمز كه نگه مي دارد شاخه اي گل بخرد،بو کند . خدا فظ دوست خوبم جایت همیشه خالی می ماند در جای همیشگیمان....
در وصف خود می گویم: هيچ کس بامن نيست در تاريکی چشمانم ستاره ها آرام ِ آراميده اند تو با من نيستی خوابم با خواب تو انس می گيرد تو بامن نيستی گرمای خواب تو ِ مرا گرم می کند بی هيچ نوازشی بی هيچ بوسه ای و هيچ ترانه ای شب از نيمه گذشته ماه بيدار است ستاره بيدار است درخت کوچه و اشک و چشمانم که در انتظار خواب ستاره و ماه و درخت هرشب بيدار است
+
نوشته شده در چهارشنبه 1385/05/04 15:14 توسط امیر متین
|
درباره وبلاگ
پروردگارا!
نوشته هاي پيشين
پيوندها
شــــب آرام
|